پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۶۴ - در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابهت باشد به قدر مشابهت عاشق را به او میل افتد

هر که در راه عاشقی روزی

خورده باشد غم دل افروزی

هر چه همرنگ یار او باشد

از دل و جان شکار او باشد

مه برآید به سوی او نگرد

حسن و خوبی روی او شمرد

سرو بیند به قد او نازد

صفت سرو نازش آغازد

وقت گل سوی باغ بشتابد

بو که از باغ بوی او یابد

دامن گل ز خون دل شوید

بوی پیراهنش ز گل جوید

نرگس مست را بخواباند

که به چشمان مست او ماند

سر زلف بنفشه تاب دهد

سبزه را ز ابر دیده آب دهد

کان ز زلف کجش بود تاری

وین ز خط خوشش نموداری

با لب غنچه خنده ساز کند

جعد سنبل کشد دراز کند

کان ز لعلش برد شکر خنده

وین ز جعدش بود سر افکنده

چون ببیند به کوه کبک دری

که کند در خرام جلوه گری

سر نهد پیش او به صد خواری

که تو رفتار یار من داری

یاد آن چشم خوابناک کند

چشمشان از غبار پاک کند

بر کهن منزلی که روزی یار

خانه کرده ست یا فکنده گذار

نگذرد زان مرابع و اطلال

تا نسازد ز گریه مالامال

ریزد از ابر دیده چندان خون

که شود دامن دمن گلگون

گر بیابد یکی شکسته سفال

قدحی گیردش خجسته به فال

باده عشق و شوق نوشد ازو

همچو میخوارگان خروشد ازو

گاه با دیگدان شود دمساز

گاه با خیمه پاره گوید راز

گاه سازد ز خاک و خاکستر

بهر خواب پسین خود بستر

اثر پای ناقه اش به وحل

آورد عاشقانه رقص جمل

هر چه بیند به عالم القصه

کز جمال ویش بود حصه

کند از جان و دل بدان میلی

همچو مجنون به جانب لیلی

هر کجا بیند آن جمال افزون

گیردش بیش جذب عشق و جنون

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۶۶ - اشارت به آنکه چون تقریب سخن به عشق و محبت رسیده بود در خاطر چنان بود که به قدر وسع شرح و بسط اصل و فرع آن کرده شود اما به موجب امر بعضی عزیزان که به حکم عشق و محبت امتثال امر او واجب ست اشتغال به امری دیگر که بعد از این معلوم شود واقع شدقصه عاشقان خوش است بسی
  2. بخش ۱۶۷ - در بیان آنکه حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس الله تعالی سره همیشه از خود به ایشان تعبیر کردی و کلمه ما و من را هرگز بر زبان نیاوردیشیخ مهنه که بود پیوسته
  3. بخش ۱۶۸ - اشارت به آنکه نکته در آن چه بوده باشد که حضرت شیخ قدس سره از خود به کلمه ایشان تعبیر کرده نه به او که غایب واحد راستگر تو گویی که شیخ دین ز چه رو
  4. بخش ۱۶۹ - سؤال و جوابور تو گویی که کاملان بسیار
  5. بخش ۱۷۰ - در بیان آنکه کاملان و عارفان را ملاحظه صورت کثرت از مشاهده سر وحدت باز نمی داردبلکه چون ابر بر سرت بارد
  6. بخش ۱۷۱ - اشارت به بعضی از اوصاف و اخلاق حضرت خواجه و اصحاب ایشان ابقاهم الله تعالی ما أمکن البقاء و رقاهم ما تیسر الارتقاءزده اصحاب و خواجه حلقه به هم
  7. بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیلخسروی را که بود فرزندان
  8. بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفردبنگر در نماز وقت عمل
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.