پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۶۵ - قصه خلاص کردن مجنون آهو را از دست صیاد به سبب مشابه بودن وی لیلی را

صید جویی به دشت دام نهاد

آهوی وحشیش به دام افتاد

بست پایش چو بود در دل وی

کش برد زنده تا نواحی حی

نا نهاده ز دشت پا بیرون

شد دوچار وی از قضا مجنون

دید آن پای بسته آهو را

خاست از جان خسته آه او را

پیش آن صید پیشه باز دوید

ناله و آه جانگداز کشید

کاخر این صید را چه آزاری

دست و پا بسته اش چرا داری

او به صورت مشابه لیلی ست

گر به لیلی ببخشی اش اولی ست

نرگسش را نداده سرمه جلی

ور نه بودی به عینه لیلی

گردنش را نسوده عقد گهر

ور نه با لیلی آمدی همسر

خواند از شوق یار فرزانه

صد از اینان فسون و افسانه

رام شد صید پیشه ز افسونش

داد رشته به دست مجنونش

دست خود طوق گردن او ساخت

به زبان تفقدش بنواخت

بوسه بر چشم و گردن او داد

رشته از دست و پای او بگشاد

گفت رو رو فدای لیلی باش

همچو من در دعای لیلی باش

لاله می چر به جای خار و گیاه

وز خدا سر خروییش می خواه

سبزه می خور به گرد چشمه و جوی

بهر سر سبزیش دعا می گوی

تا ز لیلی تو را بود بویی

کم مباد از وجود تو مویی

گه چرا کرده در زمین حرم

گه غذا خورده از ریاض ارم

شاد زی از عنایت مولی

در حمای حمایت لیلی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۶۷ - در بیان آنکه حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس الله تعالی سره همیشه از خود به ایشان تعبیر کردی و کلمه ما و من را هرگز بر زبان نیاوردیشیخ مهنه که بود پیوسته
  2. بخش ۱۶۸ - اشارت به آنکه نکته در آن چه بوده باشد که حضرت شیخ قدس سره از خود به کلمه ایشان تعبیر کرده نه به او که غایب واحد راستگر تو گویی که شیخ دین ز چه رو
  3. بخش ۱۶۹ - سؤال و جوابور تو گویی که کاملان بسیار
  4. بخش ۱۷۰ - در بیان آنکه کاملان و عارفان را ملاحظه صورت کثرت از مشاهده سر وحدت باز نمی داردبلکه چون ابر بر سرت بارد
  5. بخش ۱۷۱ - اشارت به بعضی از اوصاف و اخلاق حضرت خواجه و اصحاب ایشان ابقاهم الله تعالی ما أمکن البقاء و رقاهم ما تیسر الارتقاءزده اصحاب و خواجه حلقه به هم
  6. بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیلخسروی را که بود فرزندان
  7. بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفردبنگر در نماز وقت عمل
  8. بخش ۱۷۴ - حکایتی که خدمت ارشاد مابی مولانا و مخدومنا سعدالملة والدین الکاشغری از شیخ خود خدمت مولانا نظام الدین خاموش قدس الله روحه نقل می فرموده اندکهف اصحاب سعد دین و دول
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.