پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۶۹ - سؤال و جواب

ور تو گویی که کاملان بسیار

ما و من آورند در گفتار

بی شک ایشان بسی شتافته اند

وز من و ما خلاص یافته اند

ما و من بر زبان چرا رانند

غرض از ما و من که را دانند

گویم آن کس که شد ز خویش خلاص

شد به سر شهود وحدت خاص

غیر مشهود خود نداند هیچ

غیر ازان بر زبان نراند هیچ

نشود زانش ما و من مانع

هر چه گوید بر آن شود واقع

من چو گوید مرادش از من اوست

اوست چون مغز و لفظ ها همه پوست

بلکه حق بر زبان او گویاست

نطق حق از زبان او پیداست

متکلم ز خود چو گوید راز

جز من و ما دگر چه گوید باز

قایل من چو نیست جز ذوالمن

غیر ذوالمن کجا بود آن من

قطره چون بحر ساخت ناچیزش

که تواند ز بحر تمییزش

به من و ما اگر شود گویا

من و مایش بود همان دریا

گرچه آرد هزار طوفان زور

نفتدش در شهود بحر فتور

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۷۱ - اشارت به بعضی از اوصاف و اخلاق حضرت خواجه و اصحاب ایشان ابقاهم الله تعالی ما أمکن البقاء و رقاهم ما تیسر الارتقاءزده اصحاب و خواجه حلقه به هم
  2. بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیلخسروی را که بود فرزندان
  3. بخش ۱۷۳ - در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفردبنگر در نماز وقت عمل
  4. بخش ۱۷۴ - حکایتی که خدمت ارشاد مابی مولانا و مخدومنا سعدالملة والدین الکاشغری از شیخ خود خدمت مولانا نظام الدین خاموش قدس الله روحه نقل می فرموده اندکهف اصحاب سعد دین و دول
  5. بخش ۱۷۵ - در بیان آنکه شرط صحبت آنست که همه اصحاب در معرض آن باشند که چون در یکدیگر عیبی بینند به قول یا فعل دفع آن بکنندمرد باید که یار جوی بود
  6. بخش ۱۷۶ - قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است پر بار، رفت تا آن را بگیرد، خرس در وی آویخت، آن شخص به وی درماند، دیگری از کناره فریاد کرد که خیک را بگذار و بیرون آی. گفت من او را گذاشته ام او مرا نمی گذاردخرسی از حرص طعمه بر لب رود
  7. بخش ۱۷۷ - رجوع به آنچه پیش از این اشارتی به آن رفته بودپیش ازین ذکر قاصد و نامه
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.