پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۳

چشم تو که خواب عالمی بست به خواب

خلقی ز غمش بی خود و او هست به خواب

ترک است و درون پاک دارد مگذار

کاندر بر زنگیان رود مست به خواب

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۵گفتم: سر زلف تو بسی سرخورده است
  2. شمارهٔ ۶بر روی تو زلف را اقامت هوس است
  3. شمارهٔ ۷ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست
  4. شمارهٔ ۸تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
  5. شمارهٔ ۹گردن بنهاده ام به هر نرم و درشت
  6. شمارهٔ ۱۰چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
  7. شمارهٔ ۱۱ - محسنامروز چو دست صبح دامن برداشت
  8. شمارهٔ ۱۲افسوس که آن یار پسندیده برفت
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.