پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۲

بر دست یکی تیغ چو آب است مرا

کز وی همه ساله فتح باب است مرا

پیوسته دل خصم کباب است مرا

وز کلّه او جام شراب است مرا

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۴ای دوست! جهان دمی ست و آن دم هیچ است
  2. شمارهٔ ۵گفتم: سر زلف تو بسی سرخورده است
  3. شمارهٔ ۶بر روی تو زلف را اقامت هوس است
  4. شمارهٔ ۷ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست
  5. شمارهٔ ۸تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
  6. شمارهٔ ۹گردن بنهاده ام به هر نرم و درشت
  7. شمارهٔ ۱۰چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
  8. شمارهٔ ۱۱ - محسنامروز چو دست صبح دامن برداشت
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.