پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۱۱ - محسن

امروز چو دست صبح دامن برداشت

حسنی دیدم که هوش از تن برداشت

کی دانستم که چون بود واژونه

در پاش فتادم او سر من برداشت

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۱۳معبود همیشه در سفر یارت باد
  2. شمارهٔ ۱۴گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
  3. شمارهٔ ۱۵مه تاب ز روی چون خونت می گیرد
  4. شمارهٔ ۱۶هم دست من تشنه به جامی برسید
  5. شمارهٔ ۱۷هر سرو که در بسیط عالم باشد
  6. شمارهٔ ۱۸تا گردش نُه گنبد گردان باشد
  7. شمارهٔ ۱۹تا نادرۀ حسن رخت پیدا شد
  8. شمارهٔ ۲۰آنی که ابد ز عمر تو مایه کند
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.