پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۷

ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست

سر تا به قدم پیچ و خم و چین و شکست

هم صحبت جادوان خونخواره مست

سرحلقه هندوان خورشیدپرست

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۹گردن بنهاده ام به هر نرم و درشت
  2. شمارهٔ ۱۰چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
  3. شمارهٔ ۱۱ - محسنامروز چو دست صبح دامن برداشت
  4. شمارهٔ ۱۲افسوس که آن یار پسندیده برفت
  5. شمارهٔ ۱۳معبود همیشه در سفر یارت باد
  6. شمارهٔ ۱۴گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
  7. شمارهٔ ۱۵مه تاب ز روی چون خونت می گیرد
  8. شمارهٔ ۱۶هم دست من تشنه به جامی برسید
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.