پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

رباعیّات

شمارهٔ ۱

ای کرده ز لطف و قهر تو صنع خدا

در عهد ازل بهشت و دوزخ پیدا

بزم تو بهشت است و مرا جرمی نیست

چون است که در بهشت ره نیست مرا

ادامه‌ی رباعیّات

  1. شمارهٔ ۳چشم تو که خواب عالمی بست به خواب
  2. شمارهٔ ۴ای دوست! جهان دمی ست و آن دم هیچ است
  3. شمارهٔ ۵گفتم: سر زلف تو بسی سرخورده است
  4. شمارهٔ ۶بر روی تو زلف را اقامت هوس است
  5. شمارهٔ ۷ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست
  6. شمارهٔ ۸تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
  7. شمارهٔ ۹گردن بنهاده ام به هر نرم و درشت
  8. شمارهٔ ۱۰چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
همه‌ی رباعیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.