پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۳

در عالم لطافت چون یار من نباشد

آشفته کار و باری چون کار من نباشد

بازآ کز اشتیاقت صبرم نماند و طاقت

ترسم که چون بیایی آثار من نباشد

حالی تنم ز سوزی از جور دلفروزی

ور خود ز لطف روزی غمخوار من نباشد

گر مدّعی بداند حالم ز اشتیاقت

در خاطرش دگر بار انکار من نباشد

گر در جهان بگردی وآفاق درنوردی

سنگین دلی جفاجو چون یار من نباشد

بازآر خاطرم را کاندر جهان بجز تو

با هیچ آفریده بازار من نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۵ما را به جهان جز غم روی تو نباشد
  2. شمارهٔ ۵۷۶چون عارض دلجوی بتم ماه نباشد
  3. شمارهٔ ۵۷۷مرا جز عشق تو کاری نباشد
  4. شمارهٔ ۵۷۸مرا جز عشق تو کاری نباشد
  5. شمارهٔ ۵۷۹چرا ز وصل تو کامم روا نمی‌باشد
  6. شمارهٔ ۵۸۰دلبران را وفا نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۵۸۱یار بی جرمی ز من بیزار شد
  8. شمارهٔ ۵۸۲رمید دل ز من خسته پیش دلبر شد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.