پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۹

مرا جز مهر تو در دل نباشد

جز آب عشق تو در گل نباشد

اگر صد جان دهم در آرزویت

بجز درد دلم حاصل نباشد

مرا آسان نباشد از تو دوری

تو را هجران ما مشکل نباشد

مرا اندیشه وصل تو بودی

عجب دانم اگر باطل نباشد

تو را بسیار عاشق در جهانست

چرا نام جهان داخل نباشد

بدین زاری که در عشقت جهانست

تو را رحمی چرا در دل نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۱مرا با درد عشقت غم نباشد
  2. شمارهٔ ۵۷۲چرا درد مرا درمان نباشد
  3. شمارهٔ ۵۷۳در عالم لطافت چون یار من نباشد
  4. شمارهٔ ۵۷۴دل خوبان چنین سنگین نباشد
  5. شمارهٔ ۵۷۵ما را به جهان جز غم روی تو نباشد
  6. شمارهٔ ۵۷۶چون عارض دلجوی بتم ماه نباشد
  7. شمارهٔ ۵۷۷مرا جز عشق تو کاری نباشد
  8. شمارهٔ ۵۷۸مرا جز عشق تو کاری نباشد
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.