پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۲۲ - پسرِ بی هنر

داشت عباس قلی خان پسری

پسر بی ادب و بی هنری

اسم او بود علی مردان خان

کُلفَت خانه ز دستش به اَمان

پشت کالسکه مردم می جَست

دلِ کالسکه نشین را می خَست

هر سحرگه دمِ در بر لبِ جو

بود چون کِرمِ به گِل رفته فُرُو

بسکه بود آن پسر خیره و بد

همه از او بدشان می آمد

هرچه می گفت لَلِه لَج می کرد

دهنش را به لَلِه کج می کرد

هر کجا لانه گنجشکی بود

بچه گنجشک در آوردی زود

هرچه می‌دادَند می گفت کم است

مادرش مات که این چه شکمست !

نه پدر راضی از او نه مادر

نه‌ معلم نه لَلِه نه نوکر

ای پسر جان من این قصه بخوان

تو مشو مثل علی مردان خان

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴ - ستایشِ صنیع الدّولهطبیعت گر شَگَرفی ها نَماید
  2. شمارهٔ ۲۵ - خر و عَزبشد گذار عزبی از در باغ
  3. شمارهٔ ۲۶ - نکتهطبع من این نکته چه پاکیزه گفت
  4. شمارهٔ ۲۷ - قبلۀ آمالحاجیان رَخت چو از مکه برند
  5. شمارهٔ ۲۸ - طوطیمرا هست یک طوطی اندر قفس
  6. شمارهٔ ۲۹ - آرزویِ خرِّ دُم بریدهبوده است خری که دُم نبودَش
  7. شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگیچه خواهند از جان هم این دو قوچ
  8. شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآبگفتم به جوانکی مُفَرَّنگ
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.