پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۲۸ - طوطی

مرا هست یک طوطی اندر قفس

که مِثلَش به‌خوبی ندیدست کس

سرش سبز رنگست و دُمّش دراز

به چنگال و منقار مانندِ باز

خوراکش دهم از نخودچی و قند

نخودچی و قند است او را پسند

چنان هوشیارَست و با جوهَر است

که از اکثر بچه ها خوشتر است

ز تو هرچه بشنید گیرد به یاد

چو شاگرد با فهم از اوستاد

همین نکته بس باشد از هوش او

که چیزی نگردد فراموش او

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگیچه خواهند از جان هم این دو قوچ
  2. شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآبگفتم به جوانکی مُفَرَّنگ
  3. شمارهٔ ۳۲ - سوءِ ظَنّنمی‌دانم چرا حَتم است و واجب
  4. شمارهٔ ۳۳ - غَلَبه بر خَشمپیش تر زان کِت غَضَب گردد عیان
  5. شمارهٔ ۳۴ - دزدانِ ناداندو نفر دزد خری دزدیدند
  6. شمارهٔ ۳۵ - طبیعی گوییهرچه گویی تو طبیعی می‌گوی
  7. شمارهٔ ۳۶ - حُرمتِ رباگفت روزی به جعفرِ صادق
  8. شمارهٔ ۳۷ - سَجعِ مُهرِ شُتُرگاه بارَم خار باشد گاه دُر
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.