پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآب

گفتم به جوانکی مُفَرَّنگ

کای در خم و چم بسان خرچنگ

برگو ز سبیل خود چه دیدی

کاین سان دُم و گوش او بریدی

گفتا که سبیل بنده روزی

دزدیده ز کون غیر گوزی!

چون دزدی او به چشم دیدم

زان رو دُم و گوش او بریدم!

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۳۳ - غَلَبه بر خَشمپیش تر زان کِت غَضَب گردد عیان
  2. شمارهٔ ۳۴ - دزدانِ ناداندو نفر دزد خری دزدیدند
  3. شمارهٔ ۳۵ - طبیعی گوییهرچه گویی تو طبیعی می‌گوی
  4. شمارهٔ ۳۶ - حُرمتِ رباگفت روزی به جعفرِ صادق
  5. شمارهٔ ۳۷ - سَجعِ مُهرِ شُتُرگاه بارَم خار باشد گاه دُر
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.