پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگی

چه خواهند از جان هم این دو قوچ

که جنگیده با هم سر هیچ و پوچ

چرا تشنه خون هم گشته‌اند

نه میراث بَر ، نه پدر کُشته‌اند

نه این خورده آن دیگری را عَلَف

نه آن کرده آبِشخورِ این تلف

جهان صلح بود و صفا سر به سر

نبود ار دو بر هم زنِ بَد سِیَر

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۳۲ - سوءِ ظَنّنمی‌دانم چرا حَتم است و واجب
  2. شمارهٔ ۳۳ - غَلَبه بر خَشمپیش تر زان کِت غَضَب گردد عیان
  3. شمارهٔ ۳۴ - دزدانِ ناداندو نفر دزد خری دزدیدند
  4. شمارهٔ ۳۵ - طبیعی گوییهرچه گویی تو طبیعی می‌گوی
  5. شمارهٔ ۳۶ - حُرمتِ رباگفت روزی به جعفرِ صادق
  6. شمارهٔ ۳۷ - سَجعِ مُهرِ شُتُرگاه بارَم خار باشد گاه دُر
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.