پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۲ - در هجو نصرت الدوله

شاه زاده ضیافَتی کردی

کِافَت آوَرد مَر ضیایِ ترا

کارهایت معرِّفی کردند

سستیِ عقل و ضعفِ رایِ ترا

به همه کفش دادی و مَلِکی

زان که کوچک بُدند پایِ ترا

هیچ بر من ندادی و گفتی

رَوَم و سر کنم هِجایِ ترا

چَشم ! اگر روزگار بُگذارَد

در کفِ تو نِهَم سَزایِ ترا

لیک حالا جز این نخواهم گفت

که برَد مرده شو سَرایِ ترا

نه سرایِ ترا به تنهایی

هم عطایِ تو هم لَقایِ ترا

خوب شد بر مَنَت نَرَسید

بنده گاییدم آن عَطایِ ترا

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۴ - کارگر و کارفرماشنیدم کارفرمایی نظر کرد
  2. شمارهٔ ۵ - دربارۀ رفتن مستوفی الممالک و آمدنِ صَمصامُ السلطنهاین شنیدم که چوکابینۀ مستوفی رفت
  3. شمارهٔ ۶ - برای تصویری که به مرحوم عبدالحسینِ بیات داده سُروده استبنگر چگونه کردم بیرون ز جِسم جان را
  4. شمارهٔ ۷ - مرثیهرسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
  5. شمارهٔ ۸ - کودک دورۀ طلاییبچه هایِ زمانه رند شدند
  6. شمارهٔ ۹ - مرثیهسرگشته بانوان وَسَطِ آتشِ خِیام
  7. شمارهٔ ۱۰ - مادرگویند مرا چو زاد مادر
  8. شمارهٔ ۱۱ - جاه و جلال علی (ع)اندر خبر بُوَد که نبی شاهِ حق پرست
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.