پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۴ - کارگر و کارفرما

شنیدم کارفرمایی نظر کرد

ز روی کِبر و نَخوَت کارگر را

روانِ کارگر از وی بیازرد

که بس کوتاه دانست آن نظر را

بگفت ای گنج وَر این نَخوَت از چیست

چو مُزدِ رنج بخشی رنج بر را

من از آن رَنج بُر گشتم که دیگر

نبینم رویِ کبرِ گنج وَر را

تو از من زورخواهی من ز تو زر

چه مِنَّت داشت باید یکدِگر را

تو صَرفِ من نُمایی بَدرَۀ سیم

مَنَت تابِ رَوان نورِ بَصَر را

منم فرزندِ این خورشیدِ پُر نور

چو گُل بالایِ سر دارم پدر را

مُدامَش چَشمِ روشن باز باشد

که بیند زورِ بازویِ پسر را

زنی یک بیل اگر چون من در این خاک

بگیری با دو دستِ خود کمر را

نهالِ سعی بنشانم در این باغ

که بی مِنَّت از آن چینَم ثَمَر را

نخواهم چون شرابِ کَس به خواری

خورَم با کامِ دل خونِ جگر را

ز من زور و ز تو زر، این به آن در

کُجا باقی است جا عُجَب و بَطَر را؟

فشانَم از جَبین گوهر در آن خاک

ستانَم از تو پاداشِ هنر را

نه باقی دارد این دفتر نه فاضِل

گُهر دادی و پس دادم گُبَر را

به کس چون رایگان چیزی نبخشند

چه کِبر است این خَداوندانِ زر را

چرا به یکدِگر مِنَّت گذارند

چو محتاجند مَردُم یکدِگر را

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - برای تصویری که به مرحوم عبدالحسینِ بیات داده سُروده استبنگر چگونه کردم بیرون ز جِسم جان را
  2. شمارهٔ ۷ - مرثیهرسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
  3. شمارهٔ ۸ - کودک دورۀ طلاییبچه هایِ زمانه رند شدند
  4. شمارهٔ ۹ - مرثیهسرگشته بانوان وَسَطِ آتشِ خِیام
  5. شمارهٔ ۱۰ - مادرگویند مرا چو زاد مادر
  6. شمارهٔ ۱۱ - جاه و جلال علی (ع)اندر خبر بُوَد که نبی شاهِ حق پرست
  7. شمارهٔ ۱۲ - تقاضای وجهِ قبضوزیر خمسه اگر وجهِ قبضِ من ندهد
  8. شمارهٔ ۱۳ - به سر کلنل محمد تقی خان پسیانبه احترام به این سر نظر کنید ای خلق
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.