پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۸ - کودک دورۀ طلایی

بچه هایِ زمانه رند شدند

بی ثمر دان تو ژاژخایی را

کودکانِ زمان ما نکنند

جز برایِ زر آشنایی را

یا برو زَر بده که سر بنهند

یا برو دِل بِنه جُدایی را

در نَظَرْشانْ بهایِ جامی نیست

دفترِ جامی و بَهایی را

نشِناسند جز بَرایِ طلا

شیخی و صوفی و بَهایی را

به شَمیزی نمی کنند حِساب

شِعْرِ خاقانی و سَنایی را

یاوه دانند و سُخْره پندارند

مهربانی و آشنایی را

نَبُوَد در مِزاجِشان اثری

عَرْضِ اِفْلاس و بی نَوایی را

نتوانی فَریفْتْ جز به طلا

کودکِ دورۀ طلایی را

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰ - مادرگویند مرا چو زاد مادر
  2. شمارهٔ ۱۱ - جاه و جلال علی (ع)اندر خبر بُوَد که نبی شاهِ حق پرست
  3. شمارهٔ ۱۲ - تقاضای وجهِ قبضوزیر خمسه اگر وجهِ قبضِ من ندهد
  4. شمارهٔ ۱۳ - به سر کلنل محمد تقی خان پسیانبه احترام به این سر نظر کنید ای خلق
  5. شمارهٔ ۱۴ - احمد لایَنصَرِففکرِ شاهِ فَطِنی باید کرد
  6. شمارهٔ ۱۵ - علّت بی تابی نوزاددانی که چرا طفل به هَنگامِ تَوَلّد
  7. شمارهٔ ۱۶ - دزد نگرفتههر کس ز خزانه بُرد چیزی
  8. شمارهٔ ۱۷ - افکار خنده آورای هم سفر عزیز من مَجد
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.