پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۱۰ - مادر

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا بپا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲ - تقاضای وجهِ قبضوزیر خمسه اگر وجهِ قبضِ من ندهد
  2. شمارهٔ ۱۳ - به سر کلنل محمد تقی خان پسیانبه احترام به این سر نظر کنید ای خلق
  3. شمارهٔ ۱۴ - احمد لایَنصَرِففکرِ شاهِ فَطِنی باید کرد
  4. شمارهٔ ۱۵ - علّت بی تابی نوزاددانی که چرا طفل به هَنگامِ تَوَلّد
  5. شمارهٔ ۱۶ - دزد نگرفتههر کس ز خزانه بُرد چیزی
  6. شمارهٔ ۱۷ - افکار خنده آورای هم سفر عزیز من مَجد
  7. شمارهٔ ۱۸ - کوه نوردیده ام من رُبعِ مَسکون را، برادر جان من!
  8. شمارهٔ ۱۹ - تقاضاای مِهین صدر فلک مرتبه در دورۀ تو
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.