پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر

گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر

ز گلشن و قفس و دام و آشیانه گذر

گرفتم اینکه غریبی و ره شناس نئی

بکوی دوست بانداز محرمانه گذر

بهر نفس که بر آری جهان دگرگون کن

درین رباط کهن صورت زمانه گذر

اگر عنان تو جبریل و حور می گیرند

کرشمه بر دلشان ریز و دلبرانه گذر

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۹۵ - برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهیبرون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی
  2. بخش ۹۶ - گنه‌کار غیورم مزد بی‌خدمت نمی‌گیرمگنه‌کار غیورم مزد بی‌خدمت نمی‌گیرم
  3. بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد استجهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است
  4. بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی رانیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
  5. بخش ۹۹ - علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیستعلمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
  6. بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردنچو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
  7. بخش ۱۰۱ - کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پیکشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی
  8. بخش ۱۰۲ - عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل استعشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.