پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۹۹ - علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست

علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست

واماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیست

آدم که ضمیر او نقش دو جهان ریزد

با لذت آهی هست بی لذت آهی نیست

هر چند که عشق او آوارهٔ راهی کرد

داغی که جگر سوزد در سینهٔ ماهی نیست

من چشم نه بردارم از روی نگارینش

آن مست تغافل را توفیق نگاهی نیست

اقبال قبا پوشد در کار جهان کوشد

دریاب که درویشی با دلق و کلاهی نیست

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۰۱ - کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پیکشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی
  2. بخش ۱۰۲ - عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل استعشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
  3. بخش ۱۰۳ - بیا که خاوریان نقش تازه‌ای بستندبیا که خاوریان نقش تازه‌ای بستند
  4. بخش ۱۰۴ - عشق را نازم که بودش را غم نابود نیعشق را نازم که بودش را غم نابود نی
  5. بخش ۱۰۵ - بر دل بیتاب من ساقی می نابی زندبر دل بیتاب من ساقی می نابی زند
  6. بخش ۱۰۶ - فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزیفروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی
  7. بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
  8. بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلباز همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.