پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۰۴ - عشق را نازم که بودش را غم نابود نی

عشق را نازم که بودش را غم نابود نی

کفر او زنار دار حاضر و موجود نی

عشق اگر فرمان دهد از جان شیرین هم گذر

عشق محبوب است و مقصود است و جان مقصود نی

کافری را پخته تر سازدشکست سومنات

گرمی بتخانه بی هنگامهٔ محمود نی

مسجد و میخانه و دیر و کلیسا و کنشت

صد فسون از بهر دل بستند و دل خوشنود نی

نغمه پردازی ز جوی کوهسار آموختم

در گلستان بوده ام یک ناله درد آلود نی

پیش من آئی دم سردی دل گرمی بیار

جنبش اندر تست اندر نغمهٔ داوود نی

عیب من کم جوی و از جامم عیار خویش گیر

لذت تلخاب من بی جان غم فرسود نی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۰۶ - فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزیفروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی
  2. بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
  3. بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلباز همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
  4. بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینیبینی جهان را خود را نبینی
  5. بخش ۱۱۰ - من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌هامن هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌ها
  6. بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودتو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
  7. بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجادیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
  8. بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.