پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینی

بینی جهان را خود را نبینی

تا چند نادان غافل نشینی

نور قدیمی شب را بر افروز

دست کلیمی در آستینی

بیرون قدم نه از دور آفاق

تو پیش ازینی تو بیش ازینی

از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟

مرگ است صیدی تو در کمینی

جانی که بخشد دیگر نگیرند

آدم بمیرد از بی یقینی

صورت گری را از من بیاموز

شاید که خود را باز آفرینی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودتو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
  2. بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجادیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
  3. بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
  4. بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشندقلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
  5. بخش ۱۱۵ - دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرادو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
  6. بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهممثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
  7. بخش ۱۱۷ - خودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌هاخودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌ها
  8. بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.