پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱۰ - من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌ها

من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌ها

شب‌ها که سحر گردد از گردش کوکب‌ها

نشناخت مقام خویش افتاد به دام خویش

عشقی که نمودی خواست از شورش یارب‌ها

آهی که ز دل خیزد از بهر جگرسوزی است

در سینه شکن او را آلوده مکن لب‌ها

در میکده باقی نیست از ساقی فطرت‌خواه

آن می که نمی‌گنجد در شیشهٔ مشرب‌ها

آسوده نمی‌گردد آن دل که گسست از دوست

با قرأت مسجد‌ها با دانش مکتب‌ها

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجادیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
  2. بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
  3. بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشندقلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
  4. بخش ۱۱۵ - دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرادو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
  5. بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهممثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
  6. بخش ۱۱۷ - خودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌هاخودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌ها
  7. بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
  8. بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردنددم مرا صفت باد فرودین کردند
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.