پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند

قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند

ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند

به جلوت اند و کمندی به مهر و مه پیچند

به خلوت اند و زمان و مکان در آغوشند

بروز بزم سراپا چو پرنیان و حریر

بروز رزم خود آگاه و تن فراموشند

نظام تازه بچرخ دو رنگ می بخشند

ستاره های کهن را جنازه بر دوشند

زمانه از رخ فردا گشود بند نقاب

معاشران همه سر مست بادهٔ دوشند

بلب رسید مرا آن سخن که نتوان گفت

بحیرتم که فقیهان شهر خاموشند

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهممثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
  2. بخش ۱۱۷ - خودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌هاخودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌ها
  3. بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
  4. بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردنددم مرا صفت باد فرودین کردند
  5. بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهدگذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
  6. بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی رادر این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
  7. بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ استترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
  8. بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشوبگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.