پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو

بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو

که نیرزد به جوی اینهمه دیرینه و نو

چون پرکاه که در رهگذر باد افتاد

رفت اسکندر و دارا و قباد و خسرو

زندگی انجمن آرا و نگهدار خود است

ایکه در قافله ئی بی همه شو با همه رو

تو فروزنده تر از مهر منیر آمده ئی

آنچنان زی که بهر ذره رسانی پرتو

آن نگینی که تو با اهرمنان باخته ئی

هم به جبریل امینی نتوان کرد گرو

از تنک جامی ما میکده رسوا گردید

شیشه ئی گیر و حکیمانه بیاشام و برو

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۲۵ - از داغ فراق او در دل چمنی دارماز داغ فراق او در دل چمنی دارم
  2. بخش ۱۲۶ - به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدمبه نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم
  3. بخش ۱۲۷ - این هم جهانی آن هم جهانیاین هم جهانی آن هم جهانی
  4. بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لالهبهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله
  5. بخش ۱۲۹ - صورت گری که پیکر روز و شب آفریدصورت گری که پیکر روز و شب آفرید
  6. بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان می‌بایستباز این عالم دیرینه جوان می‌بایست
  7. بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشتلاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
  8. بخش ۱۳۲ - هنگامه را که بست درین دیر دیر پایهنگامه را که بست درین دیر دیر پای
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.