پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت

لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت

نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت

خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود

زندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت

روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئی

باده در میناش بود و باده پیمائی نداشت

برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق

هیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت

عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد

ورنه این بزم خموشان هیچ غوغائی نداشت

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۳۳ - ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ
  2. بخش ۱۳۴ - من بندهٔ آزادم عشق است امام منمن بندهٔ آزادم عشق است امام من
  3. بخش ۱۳۵ - کم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشتکم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشت
  4. بخش ۱۳۶ - خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نماندهخود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
  5. بخش ۱۳۷ - آغاز گلشن راز جدیدبه سواد دیدهٔ تو نظر آفریده‌ام من
  6. بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدیدز جان خاور آن سوز کهن رفت
  7. بخش ۱۳۹ - بندگی نامهگفت با یزدان مه گیتی فروز
  8. بخش ۱۴۰ - موسیقیمرگ ها اندر فنون بندگی
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.