پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۳۲ - هنگامه را که بست درین دیر دیر پای

هنگامه را که بست درین دیر دیر پای

زناریان او همه نالنده همچو نای

در ’بنگه فقیر و به کاشانهٔ امیر

غمها که پشت را به جوانی کند دو تای

درمان کجا که درد بدرمان فزون شود

دانش تمام حیله و نیرنگ و سیمیای

بی زور سیل کشتی آدم نمی رود

هر دل هزار عربده دارد به ناخدای

از من حکایت سفر زندگی مپرس

در ساختم بدرد و گذشتم غزل سرای

آمیختم نفس به نسیم سحر گهی

گشتم درین چمن به گلان نانهاده پای

از کاخ و کو جدا و پریشان بکاخ و کوی

کردم بچشم ماه تماشای این سرای

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۳۴ - من بندهٔ آزادم عشق است امام منمن بندهٔ آزادم عشق است امام من
  2. بخش ۱۳۵ - کم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشتکم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشت
  3. بخش ۱۳۶ - خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نماندهخود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
  4. بخش ۱۳۷ - آغاز گلشن راز جدیدبه سواد دیدهٔ تو نظر آفریده‌ام من
  5. بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدیدز جان خاور آن سوز کهن رفت
  6. بخش ۱۳۹ - بندگی نامهگفت با یزدان مه گیتی فروز
  7. بخش ۱۴۰ - موسیقیمرگ ها اندر فنون بندگی
  8. بخش ۱۴۱ - مذهب غلاماندر غلامی عشق و مذهب را فراق
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.