پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله

بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله

هزاران ناله خیزد از دل پرکاله پرکاله

فشان یک جرعه بر خاک چمن از بادهٔ لعلی

که از بیم خزان بیگانه روید نرگس و لاله

جهان رنگ و بو دانی ولی دل چیست میدانی

مهی کز حلقهٔ آفاق سازد گرد خود هاله

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان می‌بایستباز این عالم دیرینه جوان می‌بایست
  2. بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشتلاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
  3. بخش ۱۳۲ - هنگامه را که بست درین دیر دیر پایهنگامه را که بست درین دیر دیر پای
  4. بخش ۱۳۳ - ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ
  5. بخش ۱۳۴ - من بندهٔ آزادم عشق است امام منمن بندهٔ آزادم عشق است امام من
  6. بخش ۱۳۵ - کم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشتکم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشت
  7. بخش ۱۳۶ - خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نماندهخود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
  8. بخش ۱۳۷ - آغاز گلشن راز جدیدبه سواد دیدهٔ تو نظر آفریده‌ام من
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.