پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را

در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را

پس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را

اگر یک یوسف از زندان فرعونی برون آید

بغارت میتوان دادن متاع کاروانی را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشوبگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
  2. بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است اینجهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
  3. بخش ۱۲۵ - از داغ فراق او در دل چمنی دارماز داغ فراق او در دل چمنی دارم
  4. بخش ۱۲۶ - به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدمبه نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم
  5. بخش ۱۲۷ - این هم جهانی آن هم جهانیاین هم جهانی آن هم جهانی
  6. بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لالهبهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله
  7. بخش ۱۲۹ - صورت گری که پیکر روز و شب آفریدصورت گری که پیکر روز و شب آفرید
  8. بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان می‌بایستباز این عالم دیرینه جوان می‌بایست
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.