پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردند

دم مرا صفت باد فرودین کردند

گیاه را ز سرشکم چو یاسمین کردند

نمود لالهٔ صحرا نشین ز خونابم

چنانکه بادهٔ لعلی به ساتگین کردند

بلند بال چنانم که بر سپهر برین

هزار بار مرا نوریان کمین کردند

فروغ آدم خاکی ز تازه کاریهاست

مه و ستاره کنند آنچه پیش ازین کردند

چراغ خویش بر افروختم که دست کلیم

درین زمانه نهان زیر آستین کردند

درآ به سجده و یاری ز خسروان مطلب

که روز فقر نیاکان ما چنین کردند

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی رادر این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
  2. بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ استترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
  3. بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشوبگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
  4. بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است اینجهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
  5. بخش ۱۲۵ - از داغ فراق او در دل چمنی دارماز داغ فراق او در دل چمنی دارم
  6. بخش ۱۲۶ - به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدمبه نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم
  7. بخش ۱۲۷ - این هم جهانی آن هم جهانیاین هم جهانی آن هم جهانی
  8. بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لالهبهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.