پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم

مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم

تن به تپیدن دهم بال پریدن دهم

سوز نوایم نگر ریزهٔ الماس را

قطرهٔ شبنم کنم خوی چکیدن دهم

چون ز مقام نمود نغمهٔ شیرین زنم

نیم شبان صبح را میل دمیدن دهم

یوسف گم گشته را باز گشودم نقاب

تا به تنک مایگان ذوق خریدن دهم

عشق شکیب آزما خاک ز خود رفته را

چشم تری داد و من لذت دیدن دهم

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
  2. بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردنددم مرا صفت باد فرودین کردند
  3. بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهدگذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
  4. بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی رادر این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
  5. بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ استترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
  6. بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشوبگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
  7. بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است اینجهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
  8. بخش ۱۲۵ - از داغ فراق او در دل چمنی دارماز داغ فراق او در دل چمنی دارم
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.