پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود

تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود

هزار چشم براه تو از ستاره گشود

چه کویمت که چه بودی چه کرده ئی چه شدی

که خون کند جگرم را ایازی محمود

تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکرد

شراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود

فرنگ اگرچه ز افکار تو گره بگشاد

به جرعه دگری نشئه ترا افزود

سخن ز نامه و میزان دراز تر گفتی

به حیرتم که نبینی قیامت موجود

خوشا کسی که حرم را درون سینه شناخت

دمی تپید و گذشت از مقام گفت و شنود

از آن بمکتب و میخانه اعتبارم نیست

که سجده ئی نبرم بر در جبین فرسود

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
  2. بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشندقلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
  3. بخش ۱۱۵ - دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرادو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
  4. بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهممثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
  5. بخش ۱۱۷ - خودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌هاخودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌ها
  6. بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
  7. بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردنددم مرا صفت باد فرودین کردند
  8. بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهدگذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.