پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۰۵ - بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند

بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند

کیمیا ساز است و اکسیری بسیمابی زند

من ندانم نور یا نار است اندر سینه ام

این قدر دانم بیاض او به مهتابی زند

بر دل من فطرت خاموش می آرد هجوم

ساز از ذوق نوا خود را به مضرابی زند

غم مخور نادان که گردون در بیابان کم آب

چشمه ها دارد که شبخونی به سیلابی زند

ایکه نوشم خورده ئی از تیزی نیشم مرنج

نیش هم باید که آدم را رگ خوابی زند

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
  2. بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلباز همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
  3. بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینیبینی جهان را خود را نبینی
  4. بخش ۱۱۰ - من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌هامن هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌ها
  5. بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودتو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
  6. بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجادیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
  7. بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
  8. بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشندقلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.