پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم

بهوای زخمهٔ تو همه نالهٔ خموشم

تو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم

به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائی

دلِ خاکیان فروزم دلِ نوریان گدازم

تب و تاب فطرت ما ز نیازمندی ما

تو خدای بی نیازی نرسی بسوز و سازم

به کسی عیان نکردم ز کسی نهان نکردم

غزل آنچنان سرودم که برون فتاد رازم

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش رابر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
  2. بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزستنوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
  3. بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظارهدل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
  4. بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هستگرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
  5. بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من استاین جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
  6. بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنینفصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
  7. بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرابرون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
  8. بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشانخیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.