پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان

خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان

آتش خود بلند کن آتش ما فرونشان

میکدهٔ تهی سبو حلقهٔ خود فرامشان

مدرسهٔ بلند بانگ بزم فسرده‌آتشان

فکر گره گشا غلام دین به روایتی تمام

زآن که درون سینه‌ها دل هدفی است بی‌نشان

هر دو به منزلی روان هر دو امیر کاروان

عقل به حیله می‌برد ، عشق برد کشان کشان

عشق ز پا در آورد خیمهٔ شش جهات را

دست دراز می‌کند تا به طناب کهکشان

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۲۰ - نظر به راه‌نشینان سواره می‌گذردنظر به راه‌نشینان سواره می‌گذرد
  2. بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون بهبر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
  3. بخش ۲۲ - یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنهیا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه
  4. بخش ۲۳ - عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیستعقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست
  5. بخش ۲۴ - سوز و گداز زندگی لذت جستجوی توسوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو
  6. بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقیدرین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
  7. بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک اندازساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
  8. بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی دهاز آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.