پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز

ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز

دگر آشوب قیامت به کف خاک انداز

او بیک دانهٔ گندم به زمینم انداخت

تو بیک جرعه آب آنسوی افلاک انداز

عشق را باده مرد افکن و پرزور بده

لای این باده به پیمانه ادراک انداز

حکمت و فلسفه کرده است گران خیز مرا

خضر من از سرم این بار گران پاک انداز

خرد از گرمی صهبا بگدازی نرسید

چارهٔ کار به آن غمزه چالاک انداز

بزم در کشمکش بیم و امید است هنوز

همه را بی خبر از گردش افلاک انداز

میتوان ریخت در آغوش خزان لاله و گل

خیز و بر شاخ کهن خون رگ تاک انداز

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیمز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک می‌آیم
  2. بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کردهدل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
  3. بخش ۳۰ - ز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهیز شاعر ناله مستانه در محشر چه می‌خواهی
  4. بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانینه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
  5. بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تستمرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
  6. بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائیخوشتر ز هزار پارسائی
  7. بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگریدبر جهان دل من تاختنش را نگرید
  8. بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.