پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائی

خوشتر ز هزار پارسائی

گامی به طریق آشنائی

در سینهٔ من دمی بیاسای

از محنت و کلفت خدائی

ما را ز مقام ما خبر کن

مائیم کجا و تو کجائی

آن چشمک محرمانه یاد آر

تا کی به تغافل آزمائی

دی ماه تمام گفت با من

در ساز به داغ نارسائی

خوش گفت ولی حرام کردند

در مذهب عاشقان جدائی

پیش تو نهاده ام دل خویش

شاید که تو این گره گشائی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوزمرا براه طلب بار در گل است هنوز
  2. بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگارانزمستان را سرآمد روزگاران
  3. بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارمهوای خانه و منزل ندارم
  4. بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابماز چشم ساقی مست شرابم
  5. بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابیشب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
  6. بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگردرین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
  7. بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
  8. بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولیاگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.