پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابم

از چشم ساقی مست شرابم

بی می خرابم بی می خرابم

شوقم فزون تر از بی حجابی

بینم نه بینم در پیچ و تابم

چون رشتهٔ شمع آتش بگیرد

از زخمهٔ من تار ربابم

از من برون نیست منزلگه من

من بی نصیبم ، راهی نیابم

تا آفتابی خیزد ز خاور

مانند انجم بستند خوابم

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگردرین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
  2. بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
  3. بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولیاگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
  4. بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه رانور تو وانمود سپید و سیاه را
  5. بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
  6. بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او راکف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
  7. بخش ۴۶ - این دل که مرا دادی لبریز یقین بادااین دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
  8. بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفترمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.