پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر

که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر

دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی

فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر

بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را

عجم را داده ای هنگامهٔ بزم جمی دیگر

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولیاگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
  2. بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه رانور تو وانمود سپید و سیاه را
  3. بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
  4. بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او راکف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
  5. بخش ۴۶ - این دل که مرا دادی لبریز یقین بادااین دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
  6. بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفترمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
  7. بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نییاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
  8. بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما راانجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.