پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را

انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را

بیرون ز سپهر انداخت این ذوق نظر ما را

هر چند زمین سائیم برتر ز ثریانیم

دانی که نمی زیبد عمری چو شرر ما را

شام و سحر عالم از گردش ما خیزد

دانی که نمی سازد این شام و سحر ما را

این شیشهٔ گردون را از باده تهی کردیم

کم کاسه مشو ساقی مینای دگر ما را

شایان جنون ما پهنای دو گیتی نیست

این راهگذر ما را آن راهگذر ما را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۵۱ - فرصت کشمکش مده این دل بی قرار رافرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
  2. بخش ۵۲ - جانم در آویخت با روزگارانجانم در آویخت با روزگاران
  3. بخش ۵۳ - به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود رابه تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را
  4. بخش ۵۴ - بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی رابحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را
  5. بخش ۵۵ - چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام راچند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را
  6. بخش ۵۶ - نفس شمار به پیچاک روزگار خودیمنفس شمار به پیچاک روزگار خودیم
  7. بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر نداردبه فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
  8. بخش ۵۸ - ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایمما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.