پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۵۵ - چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را

چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را

چهره گشا تمام کن جلوهٔ ناتمام را

سوز و گداز حالتی است باده ز من طلب کنی

پیش تو گر بیان کنم مستی این مقام را

من بسرود زندگی آتش او فزوده ام

تو نم شبنمی بده لالهٔ تشنه کام را

عقل ورق ورق بگشت عشق به نکته ئی رسید

طایر زیرکی برد دانهٔ زیر دام را

نغمه کجا و من کجا ساز سخن بهانه ایست

سوی قطار می کشم ناقهٔ بی زمام را

وقت برهنه گفتن است من به کنایه گفته ام

خود تو بگو کجا برم هم نفسان خام را

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر نداردبه فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
  2. بخش ۵۸ - ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایمما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم
  3. بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگرای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر
  4. بخش ۶۰ - «شاخ نهال سدره‌ای خار و خس چمن مشو»«شاخ نهال سدره‌ای خار و خس چمن مشو»
  5. بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارمدو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
  6. بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمدبر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
  7. بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرندمه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
  8. بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرددرون لاله گذر چون صبا توانی کرد
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.