پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرد

درون لاله گذر چون صبا توانی کرد

بیک نفس گره غنچه وا توانی کرد

حیات چیست جهان را اسیر جان کردن

تو خود اسیر جهانی کجا توانی کرد

مقدر است که مسجود مهر و مه باشی

ولی هنوز ندانی چها توانی کرد

اگر ز میکدهٔ من پیاله ئی گیری

ز مشت خاک جهانی بپا توانی کرد

چسان به سینه چراغی فروختی اقبال

به خویش آنچه توانی به ما توانی کرد

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام استزمانه قاصد طیار آن دلآرام است
  2. بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
  3. بخش ۶۸ - خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود استخرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
  4. بخش ۶۹ - غلام زنده دلانم که عاشق سره اندغلام زنده دلانم که عاشق سره اند
  5. بخش ۷۰ - لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوزلاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز
  6. بخش ۷۱ - تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنندتکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند
  7. بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کشچو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
  8. بخش ۷۳ - خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برونخضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.