پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش

چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش

ترا که گفت که بنشین و پا بدامان کش

بقصد صید پلنگ از چمن سرا برخیز

بکوه رخت گشا خیمه در بیابان کش

به مهر و ماه کمند گلو فشار انداز

ستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش

گرفتم اینکه شراب خودی بسی تلخ است

بدرد خویش نگر زهر ما بدرمان کش

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهیز سلطان کنم آرزوی نگاهی
  2. بخش ۷۵ - با نشئه درویشی در ساز و دمادم زنبا نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
  3. بخش ۷۶ - هوس هنوز تماشا گر جهانداری استهوس هنوز تماشا گر جهانداری است
  4. بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک استفرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
  5. بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاستعرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
  6. بخش ۷۹ - مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموزمانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
  7. بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
  8. بخش ۸۱ - جهان ما همه خاک است و پی سپر گرددجهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.