پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۷۵ - با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن

با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن

چون پخته شوی خود را بر سلطنت جم زن

گفتند جهان ما آیا بتو می سازد

گفتم که نمی سازد گفتند که برهم زن

در میکده ها دیدم شایسته حریفی نیست

با رستم دستان زن با مغبچه ها کم زن

ای لاله صحرائی تنها نتوانی سوخت

این داغ جگر تابی بر سینه آدم زن

تو سوز درون او ، تو گرمی خون او

باور نکنی چاکی در پیکر عالم زن

عقل است چراغ تو در راهگذاری نه

عشق است ایاغ تو با بندهٔ محرم زن

لخت دل پر خونی از دیده فرو ریزم

لعلی ز بدخشانم بردار و بخاتم زن

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک استفرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
  2. بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاستعرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
  3. بخش ۷۹ - مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموزمانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
  4. بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
  5. بخش ۸۱ - جهان ما همه خاک است و پی سپر گرددجهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
  6. بخش ۸۲ - باز بر رفته و آینده نظر باید کردباز بر رفته و آینده نظر باید کرد
  7. بخش ۸۳ - خیال من به تماشای آسمان بود استخیال من به تماشای آسمان بود است
  8. بخش ۸۴ - از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیستاز نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.