پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۸۳ - خیال من به تماشای آسمان بود است

خیال من به تماشای آسمان بود است

بدوش ماه به آغوش کهکشان بود است

گمان مبر که همین خاکدان نشیمن ماست

که هر ستاره جهان است یا جهان بود است

به چشم مور فرومایه آشکار آید

هزار نکته که از چشم ما نهان بود است

زمین به پشت خود الوند و بیستون دارد

غبار ماست که بر دوش او گران بود است

ز داغ لالهٔ خونین پیاله می بینم

که این گسسته نفس صاحب فغان بود است

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۸۵ - شراب میکدهٔ من نه یادگار جم استشراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
  2. بخش ۸۶ - لاله صحرایم از طرف خیابانم بریدلاله صحرایم از طرف خیابانم برید
  3. بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسیدسخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
  4. بخش ۸۸ - عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
  5. بخش ۸۹ - درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر استدرین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است
  6. بخش ۹۰ - ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوستما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست
  7. بخش ۹۱ - انقلاب! ای انقلاب!خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب
  8. بخش ۹۲ - گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برونگرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.