پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۸۴ - از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

پیش محفل جز بم و زیر و مقام و راه نیست

در نهادم عشق با فکر بلند آمیختند

ناتمام جاودانم کار من چون ماه نیست

لب فروبند از فغان در ساز با درد فراق

عشق تا آهی کشد از جذب خویش آگاه نیست

شعله ئی میباش و خاشاکی که پیش آید بسوز

خاکیان را در حریم زندگانی راه نیست

جره شاهینی بمرغان سرا صحبت مگیر

خیز و بال و پر گشا پرواز تو کوتاه نیست

کرم شب تاب است شاعر در شبستان وجود

در پر و بالش فروغی گاه هست و گاه نیست

در غزل اقبال احوال خودی را فاش گفت

زانکه این نو کافر از آئین دیر آگاه نیست

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۸۶ - لاله صحرایم از طرف خیابانم بریدلاله صحرایم از طرف خیابانم برید
  2. بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسیدسخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
  3. بخش ۸۸ - عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
  4. بخش ۸۹ - درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر استدرین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است
  5. بخش ۹۰ - ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوستما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست
  6. بخش ۹۱ - انقلاب! ای انقلاب!خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب
  7. بخش ۹۲ - گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برونگرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
  8. بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذرگشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.