پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۸۵ - شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

فشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است

چو موج می تپد آدم به جستجوی وجود

هنوز تا به کمر در میانهٔ عدم است

بیا که مثل خلیل این طلسم در شکنیم

که جز تو هر چه درین دیر دیده ام صنم است

اگر به سینهٔ این کائنات در نروی

نگاه را به تماشا گذاشتن ستم است

غلط خرامی ما نیز لذتی دارد

خوشم که منزل ما دور و راه خم بخم است

تغافلی که مرا رخصت تماشا داد

تغافل است به از التفات دمبدم است

مرا اگرچه به بتخانه پرورش دادند

چکید از لب من آنچه در دل حرم است

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسیدسخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
  2. بخش ۸۸ - عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
  3. بخش ۸۹ - درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر استدرین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است
  4. بخش ۹۰ - ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوستما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست
  5. بخش ۹۱ - انقلاب! ای انقلاب!خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب
  6. بخش ۹۲ - گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برونگرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
  7. بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذرگشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر
  8. بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن استزندگی در صدف خویش گهر ساختن است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.