پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهی

ز سلطان کنم آرزوی نگاهی

مسلمانم از گل نسازم الهی

دل بی نیازی که در سینه دارم

گدا را دهد شیوهٔ پادشاهی

ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من

فرو ریزم او را به برگ گیاهی

چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من

به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی

اگر آفتابی سوی من خرامد

به شوخی بگردانم او را ز راهی

به آن آب و تابی که فطرت ببخشد

درخشم چو برقی به ابر سیاهی

ره و رسم فرمانروایان شناسم

خران بر سر بام و یوسف به چاهی

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۷۶ - هوس هنوز تماشا گر جهانداری استهوس هنوز تماشا گر جهانداری است
  2. بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک استفرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
  3. بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاستعرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
  4. بخش ۷۹ - مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموزمانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
  5. بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
  6. بخش ۸۱ - جهان ما همه خاک است و پی سپر گرددجهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
  7. بخش ۸۲ - باز بر رفته و آینده نظر باید کردباز بر رفته و آینده نظر باید کرد
  8. بخش ۸۳ - خیال من به تماشای آسمان بود استخیال من به تماشای آسمان بود است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.