پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست

عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست

عجم که زنده کند رود عاشقانه کجاست

بزیر خرقهٔ پیران سبوها چه خالی است

فغان که کس نشناسد می جوانه کجاست

درین چمنکده هر کس نشیمنی سازد

کسی که سازد و وا سوزد آشیانه کجاست

هزار قافله بیگانه وار دید و گذشت

دلی که دید به انداز محرمانه کجاست

چو موج خیز و به یم جاودانه می آویز

کرانه می طلبی؟ بی خبر کرانه کجاست

بیا که در رگ تاک تو خون تازه دوید

دگر مگوی که آن بادهٔ مغانه کجاست

بیک نورد فرو پیچ روزگاران را

ز دیر و زود گذشتی دگر زمانه کجاست

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
  2. بخش ۸۱ - جهان ما همه خاک است و پی سپر گرددجهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
  3. بخش ۸۲ - باز بر رفته و آینده نظر باید کردباز بر رفته و آینده نظر باید کرد
  4. بخش ۸۳ - خیال من به تماشای آسمان بود استخیال من به تماشای آسمان بود است
  5. بخش ۸۴ - از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیستاز نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
  6. بخش ۸۵ - شراب میکدهٔ من نه یادگار جم استشراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
  7. بخش ۸۶ - لاله صحرایم از طرف خیابانم بریدلاله صحرایم از طرف خیابانم برید
  8. بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسیدسخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.