پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

زبور عجم

بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر

ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر

ذره ئی در خود فرو پیچد بیابانی نگر

حسن بی پایان درون سینهٔ خلوت گرفت

آفتاب خویش را زیر گریبانی نگر

بر دل آدم زدی عشق بلاانگیز را

آتش خود را به آغوش نیستانی نگر

شوید از دامان هستی داغهای کهنه را

سخت کوشیهای این آلوده دامانی نگر

خاک ما خیزد که سازد آسمان دیگری

ذره ناچیز و تعمیر بیابانی نگر

ادامه‌ی زبور عجم

  1. بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارمدو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
  2. بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمدبر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
  3. بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرندمه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
  4. بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرددرون لاله گذر چون صبا توانی کرد
  5. بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهیاگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی
  6. بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام استزمانه قاصد طیار آن دلآرام است
  7. بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
  8. بخش ۶۸ - خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود استخرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
همه‌ی زبور عجم ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.